و
باز از تو مینویسم
باز بعد از هر لغزش تو را میخوانم
باز بغزم را میخورم و چشم به تو میدوزم
میدانم که سیاهی به سفیدی می بازد آخر
ای آرام جانم ای تنهای من
حال دلم را آرام کن مثل نسیمی که می وزد و بی هیچ سنگینی می گذرد
میدانم کفاره ی این دستان و صورت خاکی آخر به صدای پاکی آب پاک میشود
اما دلم
دلم تقدیم تو بسوزانش و دگربار بیافرینش ...
تغییر...ما را در سایت تغییر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 114