خدایا بسی این موجودات عجیب اند
روزها در بینشان راه میروم
حرف میزنم
گوش میدهم
با تمام وجود نگاهشان میکنم
لمس میکنم محیطی که در آن رها قدم برمیدارم
اما
یک چیز را نمیفهمم
چرا
چرا دغدغه ای جز خوردن خوابیدن رفع نیاز های غریزی و روزمرگی ندارند
همه دم از خوبی ، پاکی و درستی عقیده خود میزنند
اما خدایا تنها خودت میدانی چه در سر دارند
نمیدانم چرا اینقدر حرف ها و ذهنهایشان آلوده شده
که تنها در پی امیال خود هستند
امیالی که نگویم بهتر است
خدایا
این جهان دارد چه میکند با ما
دارد چه میکند با من
این مردم نیز این ها به چه مشغولند
بار الها خودت میبینی و میفهمی خواسته ام چیست
مگذار که این فرومایگی حاکم بر روزگار مرا به زانو در آورد
مگذار مرا به حال خود رها مگذار
تغییر...ما را در سایت تغییر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 190